این ترم اوضاعی داریم ما.
پ.ن 1: ما تو شهرمون بیمارستان نداریم آقا رفته وسط بیابون برا ما داروخونه پیدا کرده مملکنه داریما ؟
پ.ن 2: دارو هم البته داروی خوبی بودا روش مصرفش درد هم نداشت فقط می خواست یه نفس عمیق روش بکشی .
پ.ن 1: ما تو شهرمون بیمارستان نداریم آقا رفته وسط بیابون برا ما داروخونه پیدا کرده مملکنه داریما ؟
پ.ن 2: دارو هم البته داروی خوبی بودا روش مصرفش درد هم نداشت فقط می خواست یه نفس عمیق روش بکشی .
گفتم تو رو به هر کی دوس داری ولمون کن شما پارسال از ما نخواستین ما هم امسال نیاوردیم . هر کاری کردم قبول نکرد آخرش ما رو مجبور کرد از کارخونه دوباره گزارش نمره و نظم وانظباط از این جور مزخرفات براش بیارم .
حالا که گزارش نمره رو دادم دستش بهم میگه این که لازم نیست بیا بگیر برا خودت ، اگه خواستی بزار رو پروندت !!!!!!!
پ.ن 1: فشار از اون ناحیه است که این آقا ما رو نیم ساعت سر کلاس معطل خودش میکرد تا نماز سر وقت بخونه.
پ.ن 2: چیزی حدود ده دوازده روز تو گرمای 40 درجه عسلویه به عنوان کارآموزی رفتیم انتظار همچین چیزی رو نداشتم .
ای فدای توهمه بزهای من ای به یادت هی هی وهی های من
- الو سلام شبان ، خوبی ؟ اینروزها به اسم من چه کارهایی که نمیکنند واقعا دلم برات تنگ شده . هر وقت با بزهات اومدی کوه هیچ آدابی وترتیبی مجوی هرچه می خواهد دل تنگت بگوی.

- کدوم ؟
-اون دیگه .
-کدوم ؟ ما رو گرفتی ؟
- بابا اووون ، اون سگه دیگه ، راه به راه گرفته اومده تو دانشگاه چرا واسه ی کارت دانشجویی خفتشو نمیگیری ؟
بعد از این دیگه کسی از ما کارت دانشجویی نخواست .
پ.ن : دانشگاهمون پر سگ بود واسه ی خودشون زندگی داشتن با اون توله هاشون زندگیشون هر چی بود مثل زندگی ما سگی نبود .