این ترم اوضاعی داریم ما.

 هیچی سه راه چغادک سوار پرایدی شدیم راننده پراید هم خودشو مثل ما دانشجو معرفی کردما هم  باور کردیم . از پلیس راه خورموج که گذشتیم  راننده گفت شرمنده من می خوام دارو بخرم یکم معطل میشید یه باره پیچید تو  یه جاده خاکی نزدیک یه کیلومتر رفت تا به یه ده کوره ای رسید در خونه ای وایستاد و خلاصه دارو مورد نظرش رو خرید و روش مصرف رو هم گرفت و داروش که نمیدونم چند مثقال بود رو تو کاغذ پیچوند و گذاشت جلو داشبورد و راه افتادیم . با تموم خستگی که داشتم 2ساعت تمام بیدار بودم تا این لامصب از درد خماری چپ نکنه. روزگاریه داریم بخدا .


پ.ن 1:  ما تو شهرمون بیمارستان نداریم آقا رفته وسط بیابون برا ما داروخونه پیدا کرده مملکنه داریما ؟

پ.ن 2: دارو هم البته داروی خوبی بودا  روش مصرفش درد هم نداشت فقط می خواست یه نفس عمیق روش بکشی .

این مدیر گروه رو باید چه نامید ؟

گزارش کار  رو با نامه تاییدیه کارخونه  گذاشتم رو میز ، برداشت تند تند نگاه کرد گفت برو نمره کارآموزیتو هم از کارخونه بیار .

گفتم تو رو به هر کی دوس داری ولمون کن شما پارسال از ما نخواستین ما هم امسال نیاوردیم . هر کاری کردم قبول نکرد آخرش ما رو مجبور کرد از کارخونه دوباره گزارش نمره و نظم وانظباط از این جور مزخرفات براش بیارم .

حالا که گزارش نمره رو دادم دستش بهم میگه این که لازم نیست بیا بگیر برا خودت ، اگه خواستی بزار رو پروندت !!!!!!!


پ.ن 1:  فشار از اون ناحیه است که این آقا ما رو نیم ساعت سر کلاس معطل خودش میکرد تا نماز سر وقت بخونه.

پ.ن 2: چیزی حدود ده دوازده روز تو گرمای 40 درجه عسلویه  به عنوان کارآموزی رفتیم انتظار همچین چیزی رو نداشتم .



مکالمه تلفنی خدا و شبان

دستک بوسم بمالم پایکت                 وقت خواب آید بروبم جایکت

ای فدای توهمه بزهای من                ای به یادت هی هی وهی های من

- الو سلام شبان ، خوبی ؟ اینروزها به اسم من چه کارهایی که نمیکنند واقعا دلم برات تنگ شده . هر وقت با بزهات اومدی کوه  هیچ آدابی وترتیبی مجوی  هرچه می خواهد دل تنگت بگوی.

دریا

این روزها آرامش رو از این دریا  می گیریم . لحظه ای سکوت و غرق شدن در تفکر توام با احساس رهایی.



پ.ن:  دعای روزانه  : پروردگارا به من توفیق عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما....        (دکتر علی شریعتی )

میگما اون سگه هم کارت دانشجویی داره ؟

- میگما اون کارت دانشجویی داره ؟ 

- کدوم ؟

-اون دیگه .

-کدوم ؟ ما رو گرفتی ؟

- بابا اووون ، اون سگه دیگه ، راه به راه گرفته اومده تو دانشگاه چرا واسه ی کارت دانشجویی خفتشو نمیگیری ؟

 بعد از این دیگه کسی از ما کارت دانشجویی نخواست .


پ.ن : دانشگاهمون پر سگ بود واسه ی خودشون زندگی داشتن با اون توله هاشون زندگیشون هر چی بود مثل زندگی ما سگی نبود .