هیچی سه راه چغادک سوار پرایدی شدیم راننده پراید هم خودشو مثل ما دانشجو معرفی کردما هم  باور کردیم . از پلیس راه خورموج که گذشتیم  راننده گفت شرمنده من می خوام دارو بخرم یکم معطل میشید یه باره پیچید تو  یه جاده خاکی نزدیک یه کیلومتر رفت تا به یه ده کوره ای رسید در خونه ای وایستاد و خلاصه دارو مورد نظرش رو خرید و روش مصرف رو هم گرفت و داروش که نمیدونم چند مثقال بود رو تو کاغذ پیچوند و گذاشت جلو داشبورد و راه افتادیم . با تموم خستگی که داشتم 2ساعت تمام بیدار بودم تا این لامصب از درد خماری چپ نکنه. روزگاریه داریم بخدا .


پ.ن 1:  ما تو شهرمون بیمارستان نداریم آقا رفته وسط بیابون برا ما داروخونه پیدا کرده مملکنه داریما ؟

پ.ن 2: دارو هم البته داروی خوبی بودا  روش مصرفش درد هم نداشت فقط می خواست یه نفس عمیق روش بکشی .